X
تبلیغات
السلام علیک یا فاطمه الزهرا...

السلام علیک یا فاطمه الزهرا...

وبلاگ تخصصی حاج مهدی رسولی

هیئت ثارالله رهروان امام وشهدا

برنامه هفتگی هیئت ثار الله

شروع برنامه از ساعت ۹ شب

با نوای  حاج مهدی رسولی

مکان:زنجان،گلزار شهدای پائین،مسجد شهدا، هیئت ثارالله رهروان امام وشهدا

+ نوشته شده در  ساعت   توسط امید حامد  | 

دوستان و محبان اهل بيت(ع)

دوستان و محبان اهل بيت ،جهت ارتباط با حاج مهدي رسولی و طرح پیشنهادات،انتقادات و نیز سوالات

 در زمینه مداحی و ستایش گری اهلبیت مي توانند سوالات خود را نگارش نموده و پاسخ سوالات را در

 اسرع وقت، در وبلاگ یا ايميل ثبت شده ملاحظه فرمایند.

لطفاجهت درج سوال کلیک کنید

+ نوشته شده در  ساعت   توسط امید حامد  | 

ویژه مراسم ایام فاطمیه هیئت ثارالله (ع)

 
+ نوشته شده در  ساعت   توسط امید حامد  | 

شهدای امر به معروف ونهی از منکر

امشب سر سفره شهدا منو ببخش...                             مناجات

ای کاش با سربند یا زهرا بمیریم...                           مناجات

لبیک یا صاحب زمان...       

لبیک یا صاحب زمان(2)

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط امید حامد  | 

آخرین شب جمعه ماه صفر

پنجاه و هشت روز فقط گفته ام حسین...                            مناجات

چرا پس امروزو فردا میکنی...                                       مناجات

غمت از روز ازل آقا،مهمون دلاست...

هوای حسین...هوای حرم...

ذکر تو باشد،آرام جانم...

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط امید حامد  | 

چهل روز می گذرد

خورشید، رفته رفته رو به سیاهی گذاشته است. حادثه، استخوان‏های تاریخ را خرد کرده است. ایستاده‏ام و حادثه چون رودخانه‏ای جوشان، از سرم گذشته است.

تشنه می‏نگرم. یاخته‏هایم در عطش می‏سوزند. دریا دریا از انبوهی این تاریکی، خاک را رهایی نیست. با جانی بی‏تاب، هفتاد و دو خورشید را چهل غروب غم‏انگیز، پر پر نظاره کرده‏ام. ظلمات، تندتر می‏وزد. بیمناک، چشم به صفحات تاریخ دوخته‏ام. یاد خورشید را خاموشی از پی نخواهد بود. بوی مرگ از تکه‏های خاک می‏وزد.

چهل روز می‏گذرد؛ کرانه بی‏دریغ نور پیدا نیست.

...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط امید حامد  | 

نحوه عذاب شمر ملعون از زبان علامه امینی

علامه امینی تعریف کرده است که: مدتها فکر می‌کردم که خداوند چگونه شمر ملعون را عذاب می‌کند؟ و جزای آن تشنه لبی و جگر سوختگی حضرت سیدالشهدا(ع) را چگونه به او می‌دهد؟ تا این که شبی در عالم رویا دیدم که امیرالمؤمنین(ع) در مکانی خوش آب و هوا، روی صندلی نشسته و من هم خدمت آن جناب ایستاده‌ام، در کنار ایشان دو کوزه بود، فرمود:

این کوزه‌ها را بردار و برو از آنجا آب بیاور و اشاره به محلی فرمود که بسیار باصفا و با طراوت بود، استخری پرآب و درختانی بسیار شاداب در اطراف آن بود که صفا و شادابی محیط و گیاهان قابل بیان و وصف نیست. کوزه‌ها را برداشته و رو به آن محل نهادم آنها را پرآب نموده حرکت کردم تا به خدمت امیرالمومنین(ع) باز گردم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط امید حامد  | 

مناظره با اهل تسنن درباره تربت کربلا

يكى از علماى اهل تسنّن كه از فارغ التحصيلان دانشگاه «الازهر» مصر است به نام «شيخ محمد مرعى انطاكى» از اهالى سوريه ، بر اثر تحقيقات دامنه دار به مذهب تشيّع گراييد، و در كتابى به نام «لماذا اخترت مذهب الشّيعه» علل گرايش خود را با ذكر مدارك متقن ذكر نموده است ، در اينجا به يكى از مناظرات او با دانشمندان اهل تسنّن پيرامون سجده بر مهرى كه از تربت حسينى است . توجّه كنيد:

محمد مرعى در خانه اش بود، چند نفر از دانشمندان اهل تسنّن كه بعضى از آنها از دوستان سابق او در دانشگاه الازهر بودند، به ديدار او آمدند و در آن ديدار، بحث و گفتگوى زير رخ داد:

دانشمندان : شيعيان بر تربت حسينى سجده مى كنند، آنها به همين علّت كه بر مهر تربت حسينى سجده مى كنند، مشرك هستند....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط امید حامد  | 

زهرای کربلا...

روایت کربلا از زبان کودک سه ساله ی حسین... 

آن هنگام که خورشید وجودت در گودی قتلگاه به خون نشست و لحظاتی بعد در افق کربلا طلوع کرد، آسمان تیره و تار شد.

صدای برادرم علی بن الحسین(علیه السلام) را می‌شنیدم که به عمّه‌ام زینب کبری(سلام‌الله‌علیها) فرمود : این همان لحظه‌ای است که همه ارکان هستی، از زمان هبوط آدم(علیه السلام) تا قیامت کبری بر آن گریسته‌اند...

 

از زندگی سیرم،بابا کجایی...                           ذکر مصیبت

پس چرا عمو عباس مارو گذاشتی تنها...

زهرای کربلا،شیرین زبان بالام...

گل کفن پوشم،بمان در آغوشم...

به روح،به دم،لبیک یا ثارالله...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط امید حامد  | 

غصه ات دروازه ی ساعات بود...

غصه ات دروازه ی ساعات بود

قلب شهر شام در آفات بود

رأس اربابت به روی نیزه بود

دختری محو جمالش مات بود

روز عاشورا حسین دلواپس

لحظه های پر غم فردات بود

...

عزیزه دل زهرا،بازهم اومدم آقا...                                   ذکر مصیبت

اگر دیدی دو نور آید ز قبر بی چراغ من...                          ذکر مصیبت

سخت ترین لحظه عمرم،لحظه ی ورود به شام...                ذکر مصیبت

او لب لری که دائما الردی ذکر سرمدی...

همه ماه من محرم...

ای آبروی هر دو عالم...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط امید حامد  |